در فضایی آکنده از عطر محبت و طعم دوستی، دانشآموزان خوابگاه مرکز امید، گرد هم آمدند تا بذرهای سپاس را در دل باغچهٔ مهربانی زنی بکارند که دستهایش، چاشنیِ صمیمت است و قلبش، دیگِ جوشان عاطفه.
اینجا، در غربتگاه درس و زندگی، کسی هست که “خانه” را برایشان میپزد؛ نه فقط با حرارت اجاق، که با حرارت وجودش. خانم گندمپاش، مادرِ معنوی این دلهای جوان است؛ کسی که طعم غذایش، یادآور طعم امنیت است و لبخندش، سبزیِ امید را بر سفرهٔ دلهایشان میرویاند.
دانشآموزان، با دستانی پر از گلِ سپاس و زبانی آکنده از احترام، از او به عنوان “مادر مهربان خوابگاه” تقدیر کردند. زیرا میدانند که آشپزی او، تنها پختن غذا نیست؛ بلکه پختنِ آرامش است، پختنِ تعلق است، و پختنِ شعلهای کوچک از گرمای خانواده در کوران غربت.
در هر قابلمهاش، حسی از وطن میجوشد و در هر ظرفش، دعوتی به مهربانی گسترده است. قدردانی این فرزندان، تنها برای خوشمزگی غذا نیست؛ برای آن دلگرمیِ بیمنت است که هر روز مثل نان گرم، روانهٔ وجودشان میکند.
خانم گندمپاش عزیز، مادرِ طعمهای خوب و لحظههای پر مهر؛
قدردان زحمتهای بیقصورت هستیم. میدانیم که عشق تو، مخفیترین و ماندگارترین مادهٔ اولیه در غذای هر روزمان است. مبادا روزی که دستهای پر مهرت به آشپزخانه میرود، قدردانیِ قلبی ما، همراهت نباشد.
باشد که این قدردانی، گلی کوچک از باغِ محبت خودت باشد، که امروز تقدیم دستان مهربانت میکنیم.

